چه ارتباط تکنیکال بین ارزش تتر و سایر رمزارزها مثل بیت کوین و آلت کوین ها وجود دارد؟ ارتباط تکنیکال بین تتر (USDT) و سایر رمزارزها به نقش کلیدی آن به‌عنوان یک استیبل‌کوین در بازار ارز دیجیتال برمی‌گردد. مهم‌ترین جنبه‌های این ارتباط عبارت‌اند از:

۱. پناهگاه در برابر نوسانات بازار در زمان نوسانات شدید، معامله‌گران برای حفظ ارزش دارایی‌های خود، رمزارزها را به تتر تبدیل می‌کنند. این رفتار معمولاً همبستگی معکوسی بین قیمت تتر و سایر رمزارزها ایجاد می‌کند؛ یعنی با افزایش قیمت بیت‌کوین و آلت‌کوین‌ها، تقاضا برای تتر کاهش می‌یابد و بالعکس.

۲. تأثیر بر نقدینگی و حجم معاملات تتر یکی از پرکاربردترین استیبل‌کوین‌هاست و در بسیاری از جفت‌های معاملاتی حضور دارد. افزایش حجم معاملات تتر معمولاً نشانه‌ای از ورود سرمایه جدید به بازار است و می‌تواند به حرکت‌های بزرگ قیمتی در رمزارزها منجر شود.

۳. شاخص احساسات بازار افزایش خرید تتر اغلب به معنای ترس و عدم اطمینان در بازار است، زیرا معامله‌گران به دنبال حفظ ارزش دارایی‌های خود هستند. برعکس، فروش تتر و خرید سایر رمزارزها معمولاً نشانه‌ای از بهبود احساسات بازار و افزایش تمایل به ریسک است.

۴. نوسانات محدود در شرایط خاص اگرچه تتر به‌طور معمول برابر با ۱ دلار است، اما در شرایط خاص بازار ممکن است قیمت آن کمی نوسان کند (مثلاً ۰.۹۹ یا ۱.۰۱ دلار). این تغییرات می‌توانند بر نقدینگی و روند کلی بازار اثرگذار باشند.

جمع‌بندی: تتر نقش کلیدی در حفظ ثبات بازار ارزهای دیجیتال دارد. همبستگی معکوس آن با بیت‌کوین و آلت‌کوین‌ها، تأثیر بر نقدینگی و نقش آن به‌عنوان شاخص احساسات بازار، از مهم‌ترین جنبه‌های ارتباط تکنیکال تتر با سایر رمزارزهاست.

     مفهوم پیپ PIP و سانت در برابری جفت ارز چیست ؟

در بازار ارز، به کوچک‌ترین واحد تغییر یا نوسان نرخ در یک جفت‌ارز، پیپ (PIP) یا پوینت (Point) گفته می‌شود.
در اغلب جفت‌ارزها، چهارمین رقم بعد از اعشار معادل یک پیپ است.

با این حال، چند استثنا وجود دارد:

  • ین ژاپن (JPY): به‌دلیل ساختار قیمتی خاص، دومین رقم بعد از اعشار یک پیپ محسوب می‌شود.

  • طلا در برابر دلار (XAU/USD) و درام ارمنستان در برابر دلار (AMD/USD) نیز معمولاً دومین رقم اعشار به‌عنوان یک پیپ در نظر گرفته می‌شود.

اما در جفت‌ارزهایی که ارزش ارز مظنه نسبت به ارز پایه پایین‌تر است—مانند لیر ترکیه (TRY) یا یوان چین (CNY)—در عرف بازار، به‌جای استفاده از اصطلاح پیپ، اغلب از واژه «سانت» استفاده می‌شود.
سانت معمولاً به تغییر در دومین رقم بعد از اعشار اشاره دارد.

مثال:
اگر نرخ USD/CNY از 7.2000 به 7.2100 تغییر کند، این حرکت معادل 100 پیپ است؛ زیرا تغییر در دومین رقم اعشار رخ داده است. در زبان بازار، به این تغییر گفته می‌شود «یک سانت».

به همین دلیل، در بازار ترکیه زیاد می‌شنوید که معامله‌گران به‌جای گفتن «صد پیپ»، از اصطلاح سانت استفاده می‌کنند.


 

     در بازار ترکیه، زمانی که قیمت یک کیلوگرم شمش طلا را می‌پرسیم، قیمت اونس جهانی در عدد 31.990 ضرب شده و قیمت شمش طلا اعلام می‌گردد. این عدد از کجا آمده است؟          ج)در بازار طلا‌ی ترکیه، به‌ویژه بازار استانبول، وقتی قیمت یک کیلوگرم شمش طلا (Has Altın) اعلام می‌شود، قیمت جهانی هر اونس طلا در عدد 31.990 ضرب می‌گردد.
دلیل استفاده از این عدد، عرف خلوص شمش در بازار استانبول است که 995 هزارم می‌باشد، نه 999.9.

از آنجا که وزن هر اونس طلا 31.10346 گرم است، وقتی 995 گرم طلای خالص را بر وزن یک اونس تقسیم کنیم، عدد 31.990 به دست می‌آید. به بیان ساده‌تر، طبق عرف بازار استانبول، هر کیلوگرم شمش طلای 995 معادل 31.990 اونس طلا محسوب می‌شود.

بنابراین، برای محاسبه قیمت یک کیلوگرم شمش طلا در ترکیه، کافی است قیمت جهانی یک اونس طلا در عدد 31.990 ضرب شود. همچنین با مقایسه این قیمت محاسباتی با نرخ معاملاتی بازار استانبول، می‌توان وجود یا میزان حباب قیمتی شمش طلا را به‌صورت شفاف تشخیص داد.

 

در تریدینگ ویو ، در تابلوی اعلان برابری نرخ ارز سه عبارت LAST، CHG،%CHG  مشاهده می کنیم . این سه عبارت یعنی چه ؟  LAST: این عبارت به آخرین قیمت معاملاتی اشاره دارد. به عبارت دیگر، قیمت آخرین خرید یا فروش یک ارز خاص در بازار است. این قیمت نشان‌دهنده وضعیت فعلی ارز در بازار است. CHG: این عبارت به تغییر قیمت نسبت به قیمت قبلی اشاره دارد. به طور خلاصه، این عدد نشان می‌دهد که قیمت ارز در مقایسه با قیمت بسته شدن قبلی چقدر تغییر کرده است. اگر عدد مثبت باشد، نشان‌دهنده افزایش قیمت و اگر منفی باشد، نشان‌دهنده کاهش قیمت است.  CHG%: این عبارت به تغییر قیمت به صورت درصدی اشاره دارد. این عدد به ما می‌گوید که تغییر قیمت (CHG) به چه میزان درصدی از قیمت قبلی نسبت به قیمت بسته شدن قبلی تغییر کرده است. به طور کلی، این عدد کمک می‌کند تا تغییرات قیمت را به صورت نسبی و قابل مقایسه درک کنیم.

 

 قیمت کل یک کیلو شمش طلا با عیار 999.9 و عیار 999.0و عیار 995 را چگونه حساب می کنیم ؟

برای محاسبه قیمت یک کیلوگرم شمش طلا، عامل تعیین‌کننده اصلی عیار شمش است. عیار نشان می‌دهد که از یک کیلوگرم شمش، چه مقدار آن طلای خالص و چه مقدار آن ناخالصی مجاز است. هرچه عیار بالاتر باشد، سهم طلای خالص بیشتر و در نتیجه قیمت نهایی بالاتر خواهد بود.

در بازار جهانی، طلا بر اساس اونس تروی قیمت‌گذاری می‌شود و هر اونس تروی برابر با 31.10347 گرم است. اما آنچه در محاسبه قیمت اهمیت دارد، مقدار طلای خالص واقعی موجود در شمش است، نه صرفاً وزن اسمی یک کیلوگرم.

به همین دلیل، در محاسبه قیمت، مستقیماً با عدد عیار کار می‌کنیم:

  • شمش عیار 999.9 یعنی در هر کیلوگرم، 999.9 گرم طلای خالص وجود دارد.

  • شمش عیار 999.0 یعنی 999 گرم طلای خالص دارد.

  • شمش عیار 995 یعنی تنها 995 گرم آن طلای خالص است.

برای تبدیل این طلای خالص به مبنای جهانی، عدد عیار را بر 31.10347 تقسیم می‌کنیم تا تعداد اونس طلای خالص موجود در یک کیلوگرم شمش به دست آید. سپس این عدد در قیمت جهانی هر اونس طلا ضرب می‌شود و قیمت نهایی یک کیلوگرم شمش با همان عیار محاسبه می‌گردد.

بنابراین تفاوت قیمت شمش‌های 999.9، 999.0 و 995 کاملاً به عیار وابسته است؛ حتی چند گرم اختلاف در عیار، در حجم یک کیلوگرم و در قیمت‌های جهانی طلا، به اختلاف قیمتی قابل‌توجه منجر می‌شود.

 

     س) ایا در تابلو زیر اشتباهی رخ داده است ؟

 نرخ اعلامی بانک اول ،  نرخ خرید دلار در مقابل روبل  (۱۰۲.۵۶ ₽) بالاتر از نرخ فروش (۱۰۰.۸۹ ₽) است، غیرعادی به نظر می‌رسد، زیرا معمولاً نرخ خرید کمتر از نرخ فروش است.   اما ممکن است دلایل زیر برای این موضوع وجود داشته باشد: ۱.  اشتباه در اعلام قیمت   ممکن است اصطلاحات "خرید" و "فروش" اشتباه برچسب‌گذاری شده باشند یا به اشتباه تفسیر شوند:   ۲. دینامیک خاص بازاربرخی عوامل اقتصادی یا شرایط بازار می‌توانند باعث شوند که بانک‌ها به طور موقت نرخ خرید بالاتری از نرخ فروش ارائه دهند. برای مثال:  کمبود ارز: اگر تقاضای زیادی برای یک ارز خاص وجود داشته باشد (مثلاً بانک به شدت به ₽ نیاز دارد)، ممکن است نرخ بالاتری پیشنهاد دهد تا مشتریان را برای فروش ارز خارجی خود تشویق کند. دخالت نهادهای نظارتی: برخی بانک‌های مرکزی یا دولت‌ها ممکن است در بازارهای پرنوسان نرخ‌ها یا قوانین خاصی اعمال کنند که به ساختارهای قیمتی غیرمعمول منجر شود. ۳. کارمزدها یا شرایط بانکی: نرخ‌های نمایش داده‌شده ممکن است کارمزدهای پنهان را شامل نشوند. به عنوان مثال، ممکن است نرخ فروش پایین‌تر به نظر برسد، اما بانک یک کارمزد خدمات جداگانه اعمال کند. ممکن است شرایط خاصی برای این نرخ‌ها وجود داشته باشد، مانند حداقل مقدار معامله یا نرخ‌های ویژه برای دارندگان حساب.   اقدام پیشنهادی:۱. با بانک بررسی کنید که آیا نرخ‌ها به درستی نمایش داده شده‌اند و تعاریف "خرید" و "فروش" را تأیید کنید.  ۲. از وجود کارمزدها یا شرایط خاص بازار که روی این نرخ‌ها تأثیر می‌گذارد، مطلع شوید.  ۳. اگر این مسئله به طور مداوم در سایر بانکها نیز مشاهده شد، احتمالاً به دینامیک کلی بازار یا مداخلات نظارتی مربوط است.

س) مبلغ یک میلیون روبل در بانک روسی داشتم می خواستم آن را به همان بانک در چین انتقال دهم ، ریت پیشنهادی تبدیل روبل به یوان در  بانک را می خواستم بررسی کنم و ببینم  با صرفه  است . لطفا از روی تابلو برای من توضیح بدهید ؟

بر اساس تابلوی نرخ VTB چین، زمانی که بانک روبل دریافت می‌کند و یوان پرداخت می‌کند—یعنی در عمل بانک در حال فروش ارز مظنه (CNY) است—برای هر ۱ یوان، 11.8870 روبل مطالبه می‌شود.
در حالی‌که نرخ برابری یوان به روبل در مرجع عمومی XE حدود 11.1526 اعلام شده است.

اگر این دو عدد را با هم مقایسه کنیم:

                            11.8870 ÷ 11.1526 ≈ 1.06

یعنی بانک حدود ۶ درصد نرخ بالاتر از نرخ مرجع دریافت می‌کند. به بیان ساده‌تر، اگر بخواهیم روبل خود را به بانک شانگهای (از مسیر VTB چین) بدهیم و یوان بگیریم، عملاً باید حدود ۶٪ هزینه اضافی پرداخت کنیم؛ رقمی که از منظر بانکی و تجاری کاملاً غیرمنطقی است و نمی‌توان آن را صرفاً کارمزد معمول دانست.

این رفتار قیمتی می‌تواند ناشی از چند عامل باشد:

  • کمبود نقدینگی یوان در مسیر تسویه روبل–یوان میان روسیه و چین

  • محدودیت‌های نظارتی یا کنترلی اعمال‌شده از سوی دولت چین یا روسیه

  • ریسک کار با روبل برای بانک‌های چینی، به‌ویژه در ارتباط با تحریم‌های ثانویه آمریکا یا حساسیت‌های مرتبط با FATF

در چنین شرایطی، بانک‌هایی مانند VTB چین برای پوشش این ریسک‌ها، به‌جای اعلام کارمزد شفاف، نرخ‌های غیرواقعی و به‌شدت نامطلوب اعمال می‌کنند که عملاً هزینه تبدیل ارز را به‌طور پنهان و غیرقابل‌قبول افزایش می‌دهد.